روزا تند و تند دارن میگذرن!
21 ماهت هم به سلامتی تموم شد. توی ماه قبل یعنی 16 آبان رفتیم منزل بنیتای خاله نیکتا پسر آقای من با تعجب محو پستونک خوردن دوستش شده خوب توی این مدت اتفاقات مهمی تو زندگیمون افتاد .. اول اینکه خونه ی بابا فروش رفت بالاخره و یکم اوضاعمون بهتر شد. بابا تونست ماشین دوو ریسر رو که خیلی اذیتمون کرد و فروش هم نمیرفت ، بفروشه بالاخره و یه ماشین سیلوی خوب گیرش اومد. خداروشکر شما بعضی کلمات رو که درستش رو میدونی ولی نمیگی من واقعا لذت میبرم مثلا به باب اسفنجی میگی هادا هادی ، انیشتین رو میتونی بگی ولی میگی ابیده، به مبینا میگی مدیدا، صبح بخیر رو میگی صقبه! و شب بخیر رو میگی شقبه کلی شعر بلدی ماشالا همرو میتونی خودت از اول ...





